تبليغاتX
تنها ولی با صفا

 

 

رستنیها کم نیست من و تو کم بودیم

خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم

گفتنیها کم نیست من و تو کم گفتیم

مثل هذیان دم مرگ این چنین در هم و بر هم گفتیم

دیدنیها کم نیست من و تو کم دیدیم

بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم

چیدنیها کم نیست من و تو کم چیدیم

وقت گل دادن عشق روی دار قالی

بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم

خواندنی ها کم نیست من و تو کم خواندیم

من و تو ساده ترین شکل سرودن را

در معبر باد با دهانی بسته واماندیم

من و تو کم بودیم

من و تو اما در میدانها اینک اندازه ی ما می خوانیم

ما به اندازه ی ما می بینیم ما به اندازه ی ما می چینیم

ما به اندازه ی ما می گوییم ما به اندازه ی ما می روییم

من و تو کم نه که باید شب بی رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم

من و تو خم نه و درهم نه و کم هم نه و که می باید با هم باشیم

من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم

من وتو حق داریم که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم

گفتنیها کم نیست...

نوشته شده توسط @@ در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 10:45 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 

زندگی را سرشار از عشق کنید

 

 


ولی خواهید گفت، "ما همیشه عشق می ورزیم"


و من به شما می گویم که شما به ندرت عشق می ورزید، شاید اشتیاق عشق را داشته باشید، ولی بین آن دو تفاوتی بس عظیم وجود دارد. عشق ورزیدن و نیاز به عشق داشتن دو چیز کاملاً متفاوت هستند. بیشتر ما در تمام زندگی همچون کودکانی باقی می مانیم، زیرا همه دنبال عشق هستند.
عشق ورزیدن چیزی بسیار اسرارآمیز است و اشتیاق عشق را داشتن چیزی بسیار بچه گانه، کودکان خردسال عشق می خواهند، وقتی مادر به آنان عشق می دهد، رشد می کنند، آنان همچنین از دیگران نیز عشق می خواهند و خانواده به آنان عشق می دهند. سپس وقتی بزرگ شدند، اگر شوهر باشند، از زنانشان عشق می خواهند و اگر زن باشند، از شوهرانشان عشق می خواهند، و هرکس که خواهان عشق باشد در رنج است، زیرا عشق چیزی نیست که بتوان آن را خواست.
عشق را فقط می توان داد. در خواستن عشق، تضمینی وجود ندارد که بتوانی آن را به دست آوری و اگر آن شخصی که از او تقاضای عشق داری، او نیز از تو انتظار عشق را داشته باشد، مشکل ایجاد خواهد شد، مانند ملاقات دو گدا است که باهم و از هم، گدایی می کنند.
در تمام دنیا زنان و شوهران مشکلات ازدواج را دارند و تنها دلیل آن این است که هردو از هم توقع عشق دارند، ولی قادر به دادن عشق نیستند.
قدری در این مورد فکر کن... نیاز پیوسته ي تو برای عشق!؟
می خواهی کسی دوستت داشته باشد و اگر عاشقت باشد، احساس خوبی داری!
ولی آنچه که نمی دانی این است که دیگری فقط به این دلیل دوستت دارد که می خواهد تو عاشق او باشی. درست مانند این است که کسی برای صید ماهی طعمه بگذارد!!
او طمعه را برای خوراک دادن به ماهی پرتاب نمی کند، برای صید ماهی پرتاب می کند!!!
او نمی خواهد آن خوراک را به ماهی بدهد، او فقط برای این چنین می کند که آن ماهی را صید کند!!!!
تمام افرادی که در اطرافتان می بینید که عاشق هستند فقط طعمه می اندازند تا عشق به دست آورند، برای مدتی طعمه را می اندازند، تا وقتی که آن دیگری شروع کند به این احساس که امکان گرفتن عشق از این شخص وجود دارد آنگاه او نیز قدری عشق نشان خواهد داد تا زمانی که به این نتیجه برسند که هردو گدا هستند!
آنان اشتباهی اساسی مرتکب شده اند:
هریک می پنداشته که دیگری پادشاه است و به زمان خودش هریک تشخیص می دهند که هیچ عشقی از دیگری دریافت نمی کند، آنگاه اصطکاک شروع می شود!
برای همین است که زندگی زناشویی به نظر جهنم می آید، زیرا همه ی شما خواهان عشق هستید، ولی نمی دانید چگونه عشق بدهید. این اساس تمام دعوا هاست. تا زمانی که چیزی که من می گویم اتفاق نیفتد، رابطه ی بین زن و شوهر هرگز هماهنگ نخواهد شد، مهم نیست که چقدر آن را تنظیم کنید و چه نوع ازدواجی داشته باشید و مهم نیست که قوانین اجتماعی چه بگویند، تنها راه بهتر ساختن رابطه این است که درک کنید عشق چیزی دادنی است و نمی توان آن را درخواست کرد.
عشق را فقط می توان داد. هرآنچه که دریافت می کنی تنها یک برکت است، پاداش عشق ورزی نیست!
عشق را فقط باید داد و هرآنچه که دریافت می کنی فقط یک برکت است، یک پاداش نیست!
و حتی اگر هیچ چیز دریافت نکنی، همیشه خوشحال هستی که قادر به دادن عشق بوده ای!
اگر زن و شوهر به جای درخواست عشق شروع کنند به دادن عشق، زندگی می تواند برایشان بهشت شود.
و دنیا چنان اسرارآمیز است که اگر آنان از خواستن عشق دست بردارند و بیشتر عشق بدهند، عشق بیشتری دریافت خواهند کرد و این راز را تجربه خواهند کرد!
و هرچه بیشتر عشق بورزند، کمتر درگیر سکس می شوند!!

نوشته شده توسط @@ در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت 10:4 بعد از ظهر | لینک ثابت |

سوالاتی جالب و پاسخ های باور نکردنی

 

لطفا ابتدا سوالات را پاسخ دهید و سپس جواب ها رو ببینین....

خودتون رو هم گول نزنید...

اما سئوالات !!

 

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟

 

مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

 

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟

 

مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

 

مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

 

مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟

 **************

***********

*******

***

*

 

جواب ها

 

============ ========= ========= ========= =         

مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید."

 

مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)

 

مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)

 

مسئله 4 - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.

 

مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.

 

مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم.شما با عبارت " یکی از آنها نباید … " فریب خوردید.

 

نوشته شده توسط @@ در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 7:36 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
domain parking guide