.
.
ماه ،
ای ماه ِ قشنگ ،
از آن دور...
چه خبر؟
تو از آنجا ، به کجا مینگری؟
و چه میبینی از آن روزنهء کوچک و دور ؟
سبزی ِ روشن خاک ؟
آبی ِ اقیانوس؟
تو خبر داری از این کشمکش ِ روز به روز ؟
سنگ سرد و سنگین ،
تو چه میدانی
این دایرهء آبی و سبز ،
چه سکوتی دارد ... از آن دور.
و چه سرمای بدی...
و چه بوی علفی...
خود خالق هم در کار خودش وامانده ،
روی این گرداگرد.
قرنها میگذرد ،
باز ، همه ،
دشمن دیرین همیم...
تو از آن سردی یکدست و سیاه ،
ومعـلـّـق ...
و از آن بی وزنی ...
به کجا مینگری ؟
رنگ وارنگی ِ این دایره میخ ات کرده ؟
سیزده تا دلیل قانع كننده برای اینكه چرا درس خوندن بهتر از خانوم بازیه!!!

1-حداقلش اینه كه آدم بالاخره یكی رو گیر میاره كه با هم بشینن سرش!
2-وقتی آدم خسته می شه می تونه بگذاردش كنار بره استراحت كنه بعد كه دوباره حالش سر جاش اومد بیاد از اونجایی كه ول كرده بود ادامه بده!
3-اگه كار آدم زود تموم شد احساس شرمندگی نمی كنه!
4-وقتی آدم یه كتاب جدیدی رو باز می كنه لازم نیست نگران این باشه كه تا حالا كیا خوندنش!
5-با یك فنجون قهوه آدم می تونه همه شبو كار كنه!
6-آدم می تونه همراه باهاش هم تلویزیونش رو نگاه كنه و هم شامش رو هم بخوره!
7-آدم مجبور نیست تاریخ چاپ همه كتاباشو یادش بمونه!
8-موقع كار لازم نیست آدم گیلاس عرقش رو بگذاره كنار!
9-اگه آدم تو یه قسمتی ضعیف باشه می تونه از رفقاش كمك بگیره!
10-آدم هیچ وقت برای نیم ساعت ورق زدن یه كتاب با حال ده هزار تومن پیاده نمی شه!
11-اگه رفیق آدم یه كتاب باحال داشته باشه آدم می تونه برای دو شب ازش قرض بگیردش!
12-واسه باز كردن كتاب آدم مجبور نیست كلی پای شام تو رستوران پول تاكسی پیاده شه!
13-اگه یهو وسط كار ننه بابای آدم سر برسن گندش در نمیاد!

