چه خبر ؟ ...
.
.
ماه ،
ای ماه ِ قشنگ ،
از آن دور...
چه خبر؟
تو از آنجا ، به کجا مینگری؟
و چه میبینی از آن روزنهء کوچک و دور ؟
سبزی ِ روشن خاک ؟
آبی ِ اقیانوس؟
تو خبر داری از این کشمکش ِ روز به روز ؟
سنگ سرد و سنگین ،
تو چه میدانی
این دایرهء آبی و سبز ،
چه سکوتی دارد ... از آن دور.
و چه سرمای بدی...
و چه بوی علفی...
خود خالق هم در کار خودش وامانده ،
روی این گرداگرد.
قرنها میگذرد ،
باز ، همه ،
دشمن دیرین همیم...
تو از آن سردی یکدست و سیاه ،
ومعـلـّـق ...
و از آن بی وزنی ...
به کجا مینگری ؟
رنگ وارنگی ِ این دایره میخ ات کرده ؟
نوشته شده توسط @@ در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 ساعت 8:52 بعد از ظهر | لینک ثابت |

